تبليغاتX
انسانم آرزوست!!

ای بسا شب ها که با من گفتگو می کرد

گوش من گوئی هنوز از ناله لبریز ست:

شیطان: تف بر این هستی، بر این هستی دردآلود

تف  بر این هستی که اینسان نفرت انگیز است


من اگر شیطان مکارم گناهم چیست؟

او نمی خواهد که من چیزی جز این باشم


دوزخش از ضجه های درد خالی بود

دوزخش بیهوده میتابید و میافروخت

تا به این بیهودگی رنگ دگر بخشد

او به من رسم فریب خلق را آموخت


من چه هستم؟ خود سیه روزی که برپایش

بندهای سرنوشتی تیره پیچیده


ای مریدان من، ای گمگشتگان راه

من خود از این نام ننگ آلود بیزارم

گر چه او کوشیده تا خوابم کند، اما

« من که شیطانم، دریغا، سخت بیدارم»


ای بسا شب ها که من با او در آن ظلمت

اشک باریدم، پیاپی اشک باریدم

ای بسا شب ها که من لب های شیطان را

چون ز گفتن مانده بود، آرام بوسیدم


ای بسا شبها که او از آن ردای سرخ

آرزو می کرد تایکدم برون باشد

آرزو می کرد تا روح صفا گردد

نی خدای نیمی از دنیای دون باشد.


.....


پ.ن:

باز هم تاکید می کنم من اصلا و ابدا شیطان پرست نیستم.

این شعرها که اینجا می نویسم فقط برای تامل در اعتقاداتی است

که به ما انتقال داده شده.

بنده یکتا پرستم .


پ.ن 1:

اینترنت ترکیده.

یاهو نداریم.

سرعت هم اینقدر پائینه که اکثر سایت ها رو نمی شه باز کرد.

آخــــــــــــــــی !!!می بینم که برادر ها پوشک لازم شدن .


پ.ن 2:

دیروز ( روز عاشورا ) میدان امام حسین دیدمت.

احتمالاً اومدی بودی ببینی چه خبره.

اگر بهت زنگ زدم و تو هم خواسته یا ناخواسته جواب ندادی

دلیلش این بود که فقط می خواستم ببینم زنده و سالمی یا نه.

هر چند که به من ارتباطی نداره و قابل اهمیت هم نیست.

فکر نکن که خیلی آدمــــــــــــــــــــــــــــــــی.

به جهنم هم که جواب تلفنت رو نمی دی.

اگر این پست هم نخوندی باز هم به درک.

نفرت انگیزی.


پ.ن 3:

راستی چقدر پیر شدی.


پ.ن 4:

در پی اتفاقات این چند روز روحم شدیدا آسیب پذیر شده.

خیلی عصبانی هستم و سعی می کنم خودم رو کنترل کنم.

ای کاش به جای اینکه این همه مسلمان باشید!!!!!!!  نصف آن انسان بودید.

ای کاش می فهمیدیم که اصل کل ادیان حفظ حقوق انسان هاست.

به زبان ساده تر انسانیت و دور از توحش بودن.

متاسفم افرادی سنگ کامل ترین دین رو به سینه می زنند

که متوحش ترین افراد هستند.( کلیت نداره دوستان!!!)


پ.ن 5:

مرا بسپار در یادت،

به وقت بارش باران!

نگاهت گر به آن بالاست

و در رقص دعا قلبت مثال بید میلرزد،

دعایم کن

که من محتاج محتاجم!!!!!



+ تاريخ هفتم دی 1388ساعت 15:56 نويسنده ناشناس |

یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است

که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را

باید جشن گرفت.

چند سالی می شه که نسبت به شب یلدا هیچ حس خوبی ندارم.

با این همه یلدات مبارک .

 ایرانیان اهورایی یلدایتان مبارک .

+ تاريخ سی ام آذر 1388ساعت 17:32 نويسنده ناشناس |

ما اگر در این جهان بی در و پیکر

خویش را در ساغری سوزان رها کردیم

بارالها، باز هم دست تو در کارست

از چه می گویی که کاری ناروا کردیم؟


در کنار چشمه های سلسبیل تو

ما نمی خواهیم آن خواب طلائی را

سایه های سدر و طوبی زآن خوبان باد

بر تو بخشیدم این لطف خدایی را


حافظ، آن پیری که دریا بود و دنیا بود

بر«جوی» بفروخت این باغ بهشتی را

من که باشم تا به جامی نگذرم از آن؟

تو بزن بر نام شومم داغ زشتی را


ما در اینجا خاک پای باده و معشوق

ناممان میخوارگان رانده رسوا

تو در آن دنیا می و معشوق می بخشی

مؤمنان بیگناه پارسا خو را


آن «گناه» تلخ و سوزانی که در راهش

جان ما را شوق وصلی و شتابی بود

در بهشت ناگهان نام دگر بگرفت

در بهشت، بارالها، خود ثوابی بود!!!


هر چه داریم از تو داریم، ای که خود گفتی:

« مهر من دریا و خشمم همچو طوفانست

هر کرا من خواهم او را تیره دل سازم

هر کرا من برگزینم، پاکدامانست.»


پ.ن: هر کس از این شعر می تونه برداشتی کنه.

من دلم می خواد خدای خودم رو دور از تعاریف دیگران بشناسم.

من فکر می کنم یه چیز هایی با هم شدیدا در تضاد.

اما برای اطلاع من نه شیطان پرستم، نه کافرم و نه .... .

من خودمم و خدای خودم رو دارم.


پ.ن2: وقتی رد پاهات رو می بینم انگیزه ام بیش تر می شه.

هر چند که خودم هم می دونم احمقانه است.

+ تاريخ بیست و هشتم آذر 1388ساعت 11:49 نويسنده ناشناس |

---------------------------------------------------------------------------------